تبليغاتX
روزگار بر خلاف آرزوهایم گذشت

روزگار بر خلاف آرزوهایم گذشت

به غمخونه خوش آمدید

خودخواهانه ترین كلمه 1 حرفی             I        "من" است، از آن دوری كنید

 رضایت بخش ترین كلمه 2 حرفی     WE          "ما" است، از آن را به كار ببرید.

مهلك ترین كلمه 3 حرفی        EGO      "نفس" است، آن را نابود كنید.

 پرمصرف ترین كلمه 4 حرفی   LOVE     "عشق" است، به آن احترام بگذارید.

 مطلوب ترین كلمه 5 حرفی    SMILE    "لبخند" است، آن را در چهره داشته باشید.

 سریع ترین كلمه 6 حرفی     RUMOUR    "شایعه" است، آن را نادیده بگیرید

 مشكل ترین كلمه 7 حرفیSUCCESS         "موفقیت" است، آن را به دست آورید.

 رشك آورترین كلمه  8 حرفی    JELOUSY     "حسادت" است، از آن اجتناب كنید.

 قویترین كلمه 9 حرفی      KNOWLEDGE     "دانش" است، آن را بیاندوزید.

 مهمترین كلمه 10 حرفی CONFIDEMCE   "اعتماد به نفس" است، به آن اتكا كنید.

 

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 9:35 توسط یوسف سلیمی |


به تکرار زیستن
و تا نهایت خواستن
 افسردن
و تا نهایت شدن
سر خوردن
و هنوز راه به جایی نبردن...

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 9:31 توسط یوسف سلیمی |


غصه نخور اي دل بي كسم

 

گريه نكن گلم همه كسم

 

رسم دنيا بي وفاييه

 

دلكم

 

دلكم

 

دلكم

 

دل من بغضتوبشكن

 

غريبه گي نكن با من

 

ببارمث ابربهاردلکم

 

اوني كه دلتوشكسته

 

 خدا جوابشو ميده

 

ببار مث ابر بهار دلكم

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 9:28 توسط یوسف سلیمی |


naznina ma be naz to javani dadim deghar akon ba javanan naaz kon ba ma char

+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 2:32 توسط یوسف سلیمی |


نمي خوام قلب تو باشم كه با هر اتفاقي بشكنم،مي خوام روح تو باشم كه تنها لحظه مرگ از تو جداشم


سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديسس زيبا نميشه،پس از زخم تيشه روزگار خسته نشو


اگه يه روز دل كسي رو شكستي يه ميخ بزن رو ديوار،اگه يك روز دلشو بدست آوردي ميخ ها رو در بيار.

اما با جای میخ ها میخوایی چیکار کنی؟


غنچه ها باز نمي شوند چه اتفاق عجيب ديده اند هر غنچه اي كه باز شود ز شاخه جدا شود


هنر انسانهاي بزرگ در اين است كه به دشواري كار نمي انديشند به فضيلت آنچه خدا يافت فكر مي كنند


اگر در صحنه زندگي به ناگاه يكي از سيم هاي سازت پاره شد آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده كه هيچ كس نداند كه بر تو چه گذشته است


زندگي حقيقت مرد يخ فروشي كه از اون پرسيدن فروختي؟گفت:نخريدن تمام شد


دوست واقعي كسي است كه هيچ احتياجي به شما ندارد اما باز دوست شماست


ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد،ويرانه نه آن است كه فرهاد فرو ريخت،ويرانه دل ماست كه با هر نظر دوست صد بار بنا كشت دگر بار فرو ريخت


وقت رفتنت آرزو مي كنم خداوند دوريت را كوتاه كند


بار الهي ، با آنكه در تنهاترين تنهاييم تنها كسم تنهايي تنهايم گذاشت، اي خدا تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نگذار


 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 3:4 توسط یوسف سلیمی |


خیلی سخته

 منتظر کسی باشی که اصلا خیال اومدن رو نداره

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 3:25 توسط یوسف سلیمی |


دختر و پسر

عکس:موازی - عکاس: احمد سیف الاسلام


 

 

 

 

 

 

 

 

روز اول:

پسر: سلام

دختر: گیرم که علیک

پسر: چه طوری؟؟؟

دختر:مگه دکتری پررو؟؟؟

پسر :ببخشید چه خشن رفتار میکنی؟؟؟


هفته ی اول:

پسر: سلام

دختر: سلام

پسر: چه طوری؟؟

دختر: بد نیستم تو خوبی؟؟؟

پسر :ممنون عزیزم


هفته ی دوم:

پسر: سلام خانومی

دختر: علیک سلام

پسر: خوبی عزیزم؟؟

دختر: عالی شما چه طوره آقا؟؟؟

پسر: به شکر خدا منم خوبم


هفته ی سوم:

پسر: سلام قربونت بشم

دختر: سلام عزیزم

پسر: حالت که خوبه آره؟؟

دختر: آره عزیزم توپه توپم تو خوبی؟؟؟

پسر: بله صدای شما رو میشنویم مگه میشه بد باشیم؟؟؟

دختر: میخوام یک چیزی بهت بگم ولی...

پسر : خوب بگو چرا نمیگی؟؟؟

دختر: الان زوده بزار برای بعد

پسر: هر جور که دوست داری


هفته ی چهارم:

پسر: سلام گلم الهی بمیرم از خواب که بیدارت نکردم؟؟؟

دختر: سلام عزیزم نه منتظرت بودم کجا بودی شما؟؟؟ دلم هزار راه رفت چرا دیر زنگ زدی؟؟

پسر: الهی من بمیرم ببخشید معذرت به خدا سرم شلوغ بود

دختر: خدا نکنه عزیزم اشکال نداره انتظارتم قشنگه

پسر: الهی بگردم مهربونیت جیگر خوبی که آره عزیزه دلم؟؟؟

دختر: مگه میشه با وجودت در کنارم حالم بد باشه؟؟؟؟ وقتی صدات میشنوم دنیا برام عوض میشه.

پسر: هنوز نمیخوای اون چیزی رو که میخواستی بهم بگی؟؟

دختر: چرا ولی....

پسر: ولی نداره بگو دیگه!!

دختر: میدونی من خیلی دوست دارم

و تو دل پسر قند آب میشه و یک عالمه رویا برای خودش میسازه


ماه دوم:

پسر:سلام قربون اون چشمای عسلیت بشم.

دختر: چه سلامی چرا این کارو کردی؟؟؟

پسر: چه کار عزیزم؟؟؟

دختر: چرا با اون دختره صحبت کردی نباید بهش کمک میکردی!!

پسر: بابا طفلک مونده بود  آدرسی که بهش دادن کجاست منم آدرس خیابون دادم کاری که نکردم!!!!

دختر: میدونی که من حسودیم میشه چرا بی محلی نکردی بهش؟؟؟

پسر: ببخشید گلم به خدا نمیدونستم که خوشگله من اینقدر حسود تشریف دارن معذرت میخوام

دختر: دیگه قول بده که با هیچ دختری حرف نمیزنی؟؟؟

پسر: باشه هم قول میدم هم قسم میخورم که با هیچ دختری حرف نمیزنم

دختر: خیلی دوستت دارم

پسر: منم همین طور


ماه سوم:

دیگه دختر وپسر میرن تو مایه های لاو ترکونی ودیگه حرفاشون میشه

بدون تو زنده نمیمونم

تو همسر آینده ی منی

تو تمام زندگیه منی

تو عشق منی

تو جون منی

و ......

تازه قول ازدواج وزندگیه آینده واز جور چیزا هم به هم میدن


ماه چهارم:

پسر: میخوام به خانوادم بگم که یکی رو دوست دارم

دختر قند تو دلش آب میشه ومیگه: راست میگی اگه خانوادت قبول نکردن؟؟؟

پسر: غلط میکنن قبول نکنن من تو رو میخوام خودم باید برای زندگیم تصمیم بگیرم

تازه بگردن تو دنیا عروسی مثل تو پیدا نمیکنن

دختر: تو خیلی خوبی پس منم جو خونه رو درست میکنم تا تو بیای خاستگاری!!

پسر: باشه گلم


ماه پنجم:

دختر: گفتی

پسر: آره ولی...

دختر: ولی چی؟؟؟

پسر: بابام گفته غلط میکنی که دوستش داری

دختر: تو چی گفتی

پسر : منم به خاطر عشقم تو روی بابام وایستادم و اونم منو از خونه بیرون کرد

دختر: یعنی به خاطر من این کار کردی؟؟؟

پسر: پس چی فکر کردی تو تموم زندگیه منی

دختر: الان کجا میخوای بری؟؟

پسر :خونه ی یکی از دوستام

دختر: حالا من چه کار کنم؟؟؟

پسر: تو نگران نباش من خودم همه چیز درست میکنم ( در این لحظه ها پسر ها احساس غرور میکنن ونمیخوان که عشقشون ناراحت چیزی باشه یعنی یک نوع احساس مردانگی)


ماه ششم:

دختر: ببین من ....

پسر: تو چی؟؟؟

دختر: برام خاستگار اومده

پسر: غلط کرده میکشمش

دختر: یک فکر منطقی بکن

پسر: چه فکری؟؟؟

دختر: برو دنبال یک زن خوب بگرد چون من دیگه تصمیم گرفتم ومیخوام با این مرد زندگی کنم

پسر کمی شکه میشه ومیگه: دروغ میگی یعنی من این همه وقت به خاطر چی عذاب کشیدم وتو رویه بابام وایستادم؟؟؟

دختر: من چه کار کنم زندگیه تویه ولی اگه تو زن نگیری من آب خوش از گلوم نمیره پایین

پسر:مثل اون موقع ها حسودیت نمیشه  که برم با دختره دیگه صحبت کنم؟؟

دختر: نمیدونم چرا الان چند وقتی هست که حسادتم رو تو خنثی شده

پسر آروم اشک میریزه و میگه :خوشبخت بشی

دختر: تو هم همین طور


وبعد از هم جدا میشن ولی پسره چی میشه ؟؟؟ پسری که با احساساتش بازی شده و غرورش خورد شده؟؟؟

پسری که تمام فکر وذهنش اون دختره بوده و فکر میکرده وجودش  مال اونه ولی حالا باید ببینه که وجود و جسم عشقش شده مال یکی دیگه!!!!!

تکلیف این پسر چیه؟؟؟؟؟؟

خوب میخوای چی باشه؟؟؟؟

چند روز بعد:

پسر: سلام خانوم خوشگله

دختر: سلام

پسر: میای بریم خونه ی ما؟؟؟

دختر: برو گمشو.

وپسر اون شش ماهی رو که طی کرده بوده به یک هفته تبدیل میکنه تا مخ دختر جدید بزنه وببرتش خونه ی خودش

و موفق هم میشه....

و بعد دیگه اون دختر  بدون اینکه پسر بخواد هر روز تو خونش البته نه تنها اون بلکه تعداد زیادی از دخترای دیگه که به کلک این پسر که بهشون امید ازدواج داده مهمون هر شبشن


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 3:3 توسط یوسف سلیمی |


 

پادشاهی جایزه ی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل، آرامش را به تصویر بکشاند. 

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. 

آن تابلو ها تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رود های آرام، کودکانی که در خاک میدویدند، رنگین کمان در آسمان و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.  

و پادشاه شروع کرد به دیدن تصویر ها:

اولی تصویر دریاچه آرامی بود که کوه های عظیم  آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش میشد ابر های کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه میکردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود،‌دود از دودکش آن بر میخواست، که نشان میداد شام گرمی آماده است.

واما تصویر دوم!!!

تصویر دوم هم کوه ها را نمایش میداد. اما کوه ها نا هموار بود، قله ها تیز ودندانه ای بودند. آسمان بالای کوه ها به طور بی رحمانه ای تاریک بود ،‌و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بود. 

این تابلو با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند همانگی نداشت. 

اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه میکرد در بریدگی صخره ای شوم ، جوجه پرنده ای را میدید که آنجا میان غرش وحشیانه ی طوفان آرام نشسته بود.  

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش تابلو دوم است وبعد برای آنها توضیح داد که: 

(( آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سرو صدا،بی مشکل،بی کار سخت یافت میشود، 

آرامش چیزی است که میگذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است.))


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 2:58 توسط یوسف سلیمی |


وقتی سرت رو شونه های کسی میزاری

که خیلی دوستش داری

بزرگترین آرامش دنیا رو

تو خودت حس میکنی

و وقتی کسی که دوستش داری

سرش رو شونه هات میذاره

احساس میکنی

قوی ترین موجود جهانی

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 2:51 توسط یوسف سلیمی |


با سلام به وبلاگم خوش امدید
امیدوارم بهتون خوش بگذره
هر چند تو غمخونه اومدید

اینم یه وبلاگ دیگمه
http://www.ghamkhone.blogsky.com/


HOME
E-Mail
BAHAR20


LinkDump

وبلاگ بردیا
ماهواره
آموزش ماهواره
مسج
بیا2دانلود
مخالف فیلترینگ
پیکنیک رفتن چند تا جوان عرب
118
118 کل کشور
عکس عکس شعر
مصطفی صدیر
ایرانیان در اینگلیس
مصطفی صدر , سیاست مدار قرن21
فیلتر شکن برای وبلاگ
فیلتر شکن
به : آقاي شهردار
دوست یابی
مزاحم تلفنی
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

بهمن 1387

دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386


Categories

داستانهایی از عشق و زندگی
اس ام اس
شعرهای های عاشقانه
جملات عاشقانه


Links

بانك اطلاعات سايبان
فرشته کوچولو
غم زیبا
پارس نایس
همه چیز در مورد کامپیوتر
گلدان
هر چی جاوا می خوایی
وبلاگ شهاب سیاست
غمکده
خفن تر از خفن
تا حالا شده...
غریبانه
بر باد رفته
عشق من
10 اشتباه وبلاگها
كليپ
موبايل و كامپيوتر
اس ام اس
aks
پرتال فرهنگی ایران
حميد فيزيك دان
هفته نامه بهبهان
افسون كودك طبيعت
آموزش هاي جنسي مورد نياز جوانان
دانلود کتاب
سکوت مرگ
وبلاگ داستانی
وبلاگ اون یکیم
آپلود
آسان دانلود
دانلود نرم افزار
دانلود نرم افزار از محمد علوی در ریپیدشر
کام و موبایل
همه چیز کام و موب
حذف ای دی از یاهو
anti
گالری عکس انیمیشن
آپلود فایل.system
خرید و فروش ماهواره
بی نصیب
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهار20


فالنامه

FreeCod Fall Hafez