|
روزگار بر خلاف آرزوهایم گذشت |
|
به غمخونه خوش آمدید |

میدونین جریان این عکس چیه؟!
دوست پسره این دختر خانوم جولوی مادره دختره ترکش میکنه.
دختره اعصابش به هم میریزه و حالش بد میشه و
مشینه رو زمین و گریه میکنه و افسوسه از دست رفتن عشقش رو می خوره.
مادر هم با نگاهی غم انگیز داره رفتن پسره رو تماشا میکنه و با خودش میگه
که چرا جوانهای این دوره زمانه اینطوری شدن!
چه قدر راحت یه پسر زندگیه دخترم رو تباه کرد!
بسوزه پدره عاشقی!
پسره اون طرفه عکسه .
شما نمیبینین!
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 1:3 توسط یوسف سلیمی |
خیلی سخته منتظر کسی باشی که اصلا خیال برگشتن رو نداره
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 0:49 توسط یوسف سلیمی |
دروسته یه کبوتره ماده از یه کبوتره نر خیلی خوشش میاد.
میمون نر از زیبایی خوشش میاد.
کبوتر هم دوست داره یه مرد بالا سرش باشه و احساس امنیت کنه.
اما حالا اینجا کبوتر نسبت به میمونه ماده خیلی زیبا تره و
میمون هم از یه کبوتره نر قوی تر.
پس تعجب نکنین
چون عشقشون چند برابره.
بذارید به مثال واسه خودمون آدما بزنم.
مثل این میمونه که یه پسر عاشقه یه فرشته ی زیبا بشه.
اون قدر خوشگل که تو آدم ها نیست.
با ۲ تا بال و نهایت زیبایی.
و مثل دختری میمونه که عاشق یه شیر قوی شده
قوی.زیبا.با وقار.با جذبه.با ابهت و غیرتی که دختر میتونه با آرامش کامل سرشو بزاره رو
سینش و بهش افتخار کنه.
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 0:46 توسط یوسف سلیمی |